تبليغاتX
پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است

خدا سلام ...... خدا  خیلی ازت دلگیرم ....... خدا به حرفهام گوش میدی یا نه ؟؟؟؟؟

علی رو که میشناسی ..... بچه ی اوس رحیم مکانیک سر کوچه ....علی رفیقم رو میگم دیگه!!!!!!!!

دیشب که باهاش دم در خونه نشسته بودم  یهو برگشت ازم پرسید تو واسه خودت تو آسمون ستاره داری؟؟؟؟ منم که خودت میدونی نمیخوام جلوش ضایع بشم ..... گفتم آره دارم ........ بعد با اون دستهای کپل زشتش آسمون رو نشون داد گفت اون ستاره ی منه !!!!!!!!!! اونی که از همه بزرگتره و پر نور تره ....... منم صورتم رو دم دستش گرفتم ببینم کدوم رو میگه ........ خدایی ستاره خوبی رو انتخاب کرده بود ....

منم که اومدم روش رو کم کنم گفتم  : ستاره ماله بچه هاست ...... اون ماه رو میبیینی تو آسمون؟؟؟؟؟ اون مال منه ........

بهم کلی خندید .... گفت : خره !!!!کسی که ماه رو واسه خودش ور نمیداره که ..... حالا یه ستاره انتخاب کن دیگه ......

 منم دیدم بقیه ستاره ها همچین بگی نگی چنگی به دل نمیزنن ....خلاصه با هر زحمتی که بود یکی رو انتخاب کردم .....ولی مال علی بهتر بود.....

خدا حواست با من هست یا نه؟؟؟؟؟؟ قصه نمیگم ها ....... خوب گوش کن

امشب علی دوباره اومد بود دم خونمون ....... آبجی مرضیه در رو باز کرد .... اینم واسه خودش خیره سری شده ها ...... سریع رفتم بهش گفتم برو تو ....... دختره ی بی ادب .........حواسم باید بیشتر بهش باشه .......

چی میگفتم ؟؟؟؟؟ .........آهان  ......... علی اومده بود ....بعد کلی با هم حرف زدیم و خلاصه خیلی حال داد ....... تا اینکه بی شرف یهو گفت : ستاره ی منو میبینی ؟؟؟ هنوزم پرنوره ......... راستی ستاره ی تو کدوم بود ؟؟؟؟
منم هر چی نگاه کردم دیدم پیداش نمیکنم ....... اینقد به آسمون خیره شدم چشام آب انداخت ......... نه .........مثله اینکه نیست ........ علی کلی بهم خندید ومسخرم کرد .....پسره ی مزخرف ....... دیگه گریه ام گرفته بود پاشدم اومدم تو خونه .........

ببین خدا .......... من نمیدونم .........ستاره ی علی تو آسمون هنوزم هست .....نگاش کن ؟؟؟؟؟ چقد بزرگ و پر نور و زشته .................منم ستاره میخوام .....ستاره ی خودم رو میخوام ..........همون که دیشب دیدمش اونجا ........الان دیگه نیست ........

خدا حرفهام رو میشنوی یا نه؟؟؟؟ خوابت که نبرده؟؟؟؟؟ ...... من ستاره میخوام .......من ستاره ی خودم رو میخوام.....

* * ** * *

آسمون سیاه و ابری شد...... فکر کنم خدا غمگین شده بود .... شایدم پشیمون از اینکه اینقدر عمر ستاره ها رو کم کرده !!!!!!!!!!!!!

 

 

دوستای گلم سلام .........

ببخشید اگه خیلی دیر آپ کردم ......بخدا مخم هنگ کرده بود و هیچی به ذهنم نمیومد ..... اینم که زیاد خوب از آب در نیومد ....خلاصه ببخشید .......

راستش یه چند روزی بخاطر یه مسئله ای من نیستم ..... بخاطر همین جواب کامنتاتون رو هم وقتی دوباره اومدم حتما میام میدم .......

قربونتون .......

 

+ نوشته شده توسط ویلسون در سه شنبه 29 مرداد1387 و ساعت 15:52 |