توقف
هر وقت میگفتیم :بابا اینقد با سرعت نرو . میگفت : نمیتوانم اگر توقف کنم یا یواش برم میمیرم .
باورمون نمیشد تا وقتی خبر رسید وقتی نصفه شب پشت چراق قرمز وایستاده بوده یک کمپرسی از روی خودش و ماشینش رد شده بود .
ـ شما متهم هستید به خروج از اقامتگاه قانونی خود ، عدم استفاده از تسهیلات استراحت سه ماهه زمستانی اختصاص یافته به شما و نیمه کاره رها ساختن آن و نیز حضور غیرمجاز در دانشگاه ، بدون شرکت در آزمون ورودی و بدون پرداخت شهریه مقرر . آیا این اتهامات را قبول میکنید ؟؟؟؟
ـ ...(سر و صدای جمعیت حاضر در دادگاه ، مانع از شنیدن صدای متهم می شود )
ـ بسیار خب ! با توجه به ادله قانونی و اعتراف صریح متهم و این که نامبرده در محل وقوع آخرین جرم خود ، یعنی دانشگاه دستگیر شده و دادگاه نیز در همین محل برگزار شده است ، وی محکوم به اعدام با اسلحه گرم میشود و تا لحظاتی دیگر ، حکم دادگاه در مورد وی به اجرا در می آید .
*****
فردا ، تمام روزنامه ها ، خبر برگزاری دادگاه و اعدام را با آب و تاب تمام نوشتند . ولی این خبر به جای صفحه ی حوادث ، در صفحات شهری و محیط زیست چاپ شده بود :(( خرس قهوه ای جنگل های شمال تبریز، که به دانشگاه آزاد این شهر پناه آورده بود کشته شد )) .
توضیح : این داستانک رو 2 سال پیش نوشتم و توی وبم گذاشته بودم ...ولی چون دوسش داشتم گفتم دوباره پستش کنم ....

